محمد مهدى ملايرى
445
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
جنگ شوشتر : گفتيم در هنگامىكه عمر به ابو موسى عامل بصره براى كمك به فتح رام هرمز نامه كرد ، به او نوشت كه سهل بن عدى را با سپاهى به اين كار فرستد . ابو موسى نيز چنين كرد و سهل نيز با سپاهيان بصره عازم جنگ شد . سهل در راه خود به سوق الاهواز رسيده بود كه خبر شكست هرمزان و عقبنشينى او را به شوشتر شنيد و از همانجا عازم شوشتر شد . در اين هنگام نعمان بن مقرن هم كه در رام هرمز خيمه زده بود آهنگ شوشتر كرد و سلمى و حرمله و حرقوص و جزء ، سرداران ديگر عرب هم كه در شهرهاى خوزستان بودند همه به شوشتر روى آوردند . در شوشتر هرمزان كه از مردم فارس و جبال و اهواز كمكهاى تازهاى يافته بود لشكرى آراسته و خندقها كنده و در انتظار مهاجمان نشسته بود . اعراب كه اينبار هرمزان را سخت نيرومند و مستعد جنگ ديدند واقعه را به عمر نوشتند و باز از او كمك خواستند ، عمر به ابو موسى امير بصره نوشت كه خود شخصا به كمك آنها شتابد ، و بدينترتيب لشكر واحدى از ابواب جمعىهاى بصره و كوفه تشكيل گرديد كه فرماندهى سپاهيان كوفه را نعمان بن مقرن و فرماندهى سپاهيان بصره را ابو موسى برعهده داشتند و فرمانده كل آنها ابو سبره بود « 1 » . اعراب بدينترتيب به سمت شوشتر حركت كردند و در آنجا به حمله و تعرض پرداختند . جنگ شوشتر مهمترين و طولانىترين و خونينترين جنگى بود كه بين هرمزان و اعراب روى داد و آخرين جنگى بود كه سرنوشت هرمزان و سرزمين خوزستان و مهرجانقذق در آن تعيين گرديد . اين جنگ بيش از شش ماه طول كشيد هرمزان هشتاد بار به مهاجمان عرب كه از هرسو شوشتر را در ميان گرفته بودند حمله برد و در اين حملهها گاهى پيروز مىشد و گاهى شكست مىيافت « 2 » . سرانجام چون هرمزان از كشش و كوشش خود براى پراكندن اعراب و شكست آنها نتيجهاى نديد و خود را در برابر آنها ناتوان يافت به داخله شهر پناه برد و به
--> ( 1 ) . تفصيل اين جنگ و فتح بقيهء خوزستان را در طبرى ، ج 5 ، از صفحهء 2551 به بعد ببيند . ( 2 ) . طبرى ، ج 5 ، ص 2554 .